خدمات آنلاین باشگاه مشتریان آموج

هزینه فرصت چیست؟

اگر ما به واقع متوجه بهای پرداختی مان بابت هر فعالیت شویم ، در آن صورت میزان بهره مندی یا عملکرد ما از آن رخداد ، تغییر خواهد کرد.

آخرین باری که تفریح کرده اید را خاطرتان هست؟ و این تفریح چقدر طول کشید؟
 دوساعت پیاده روی کردید
مهمانی رفتید – 5 ساعت

فیلمی در خانه دیدید - 3 ساعت

کتابی خواندید – 2 ساعت

مشق خوشنویسی کردید  - 1 ساعت

با دوستم تلفنی صحبت کردم – یک ربع

 

هر کدام از این فعالیت ها ، چقدر برای تان هزینه داشته؟

قبل از ادامه مطالعه این نوشته ، لطفا هزینه تفریح مورد نظر را محاسبه کنید
سپس ادامه متن را بخوانید

خوب ، یکی از مثال های بالا را در نظر بگیریم
مثلا کتابی خواندم . معمولا جواب هزینه کتاب خوانی را در بهای پشت جلد کتاب ( مثلا 80 هزار تومان ) می بینیم و بس.
اما اجازه بدهید از منظر مالی به این موضوع بپردازیم
فرض کنیم شما ماهانه 5 میلیون توام هم حقوق می گیرید
مثلا در قبال 200 ساعت کار ، ماهی 5 میلیون تومان حقوق دریافت می کنید.
یعنی هر ساعت 25 هزار تومان درآمد دارید.
خوب اگر دو ساعت کتاب خوانی شما طول کشیده باشد ، یعنی 130 هزار تومان هزینه کرده اید برای کتابخوانی ، 50 هزار تومان هزینه  دو ساعت وقت شما و 80 هزار تومان هم بهای کتاب.

پس از این منظر ، اگر دوست تان به شما زنگ بزند و نیم ساعت صحبت کنید ، هر چند او تماس گرفته و هزینه تلفنی متوجه شما نمی باشد ، اما باز هم نیم ساعت از درآمدتان را هزینه کرده اید
یعنی 12،500 تومان برای  مکالمه با دوست تان پرداخته اید .

 

یا اگر روزی 8 ساعت می خوابید ، یعنی عملا این خواب 200 هزار تومان برای شما هزینه داشته است.
بحث ما بر سر بهای واقعی هر فعالیتی است که انجام می دهیم – صرفا از جنبه مالی
نه اینکه بخواهیم گوش سپردن به درد دل یک دوست را نکوهش کنیم یا مشارکت در یک حرکت داوطلبانه عام المنفعه – مثل جمع آوری زباله های رها شده در کوهستان – را سرزنش کنیم.
بلکه معتقدیم در حوزه کسب و کار و بازرگانی که وارد می شویم ، باید بدانیم هزینه واقعی هر رخدادی چقدر است؟
وقتی در یک شرکت جلسه ای دو ساعته برگزار می شود ، هزینه واقعی آن جلسه بسته به میزان درآمد حاضرین جلسه می تواند سر به میلیون ها تومان بزند
آیا نتیجه آن جلسه هم واقعا متناظر هزینه واقعی آن جلسه بوده؟


فرض کنیم دوست ما که ساعتی 25 هزار تومان درآمد داشت ، بازاریاب یک شرکت باشد
و در طی روزمعمولا  با 5 نفر مذاکره تلفنی یا حضوری دارد
آیا ایشان متوجه است که هر ملاقاتش 5 هزار توماه هزینه برده؟ یا اینکه چون با تلفن شرکت صحبت می کرده ، هر مذاکره را رایگان تلقی کرده؟
اینکه ارباب رجوع به شرکت آمده و با ایشان ملاقاتی داشته ، را برای خودش ، مجانی تلقی می کند؟

 

اگر ما به واقع متوجه بهای پرداختی مان بابت هر فعالیت شویم ، در آن صورت میزان بهره مندی یا عملکرد  ما از آن رخداد ، تغییر خواهد کرد.
موضوعی که متاسفانه اعلب افراد به آن توجه نمی کنند
کافی است به میزان کار مفید در ادارات و کارخانه ها در گزارش های منتشر شده توجه کنیم
حتما باید رئیس و کارفرما بالای سر فردی باشد تا کارش را خوب انجام دهد؟
حتما باید مدیر بالا دستی با دوربین مدار بسته ناظر اتاق ما باشد تا دل به کار بدهیم؟

حتما باید با نرم افزارهای کنترلی  اعضای تیم را رصد کنیم تا متوجه کارکرد صحیح ایشان شویم؟

پس قبل از اینکه فردی خود را زرنگ تلقی کند که همه چیز را می پیچاند ! به این نکته بیاندیشد که قبل از هر چیز ، اول بهای سنگین تر آن را خودش می پردازد بعد کارفرما

یکی می گفت : شاگردم شیطونی کرد، گوشش رو گرفتم و 7 بار دور حیاط چرخوندم
دیگری گفت :  شاگرد رو ادب کردی یا خودت رو؟
تو هم که 7 بار دور حیاط چرخیدی!

 

پس با علم به اینکه هزینه هر کاری ، حتما شامل بخشی از عمر من هم می شود ، قطعا می تواند ما را به جدی گرفتن کارها رهنمون کند و کسی که این مهم را بداند و همچنان از زیر کار در برود ، نقل کودک گل خوار مثنوی را به خاطر می آورد.

به یکی گفتند دراز کشیده آب نخور ، چون شعور آدم کم می شود
گفت : شعور چیه؟
گفتند : هیچی . تو آبت رو بخور
 آموج – نوشته اسفندیار مهراندیش